عنوانی که اتفاقا، این روزها محل کشف بازیسازان با استعداد هم شده و برخی استودیوها از همین طریق اقدام به جذب نیرو می‌کنند. خود مدیا مولکول، سازنده بریتانیایی این بازی، چند کارمند جدید را از همین طریق کشف و استخدام کرده است. به هر حال، در شرایطی که هنوز در ماه‌های آغازین سال ۲۰۲۰ به سر می بریم، خبری از انتشار آن بازی‌های AAA، پر زرق و برق و مورد انتظار نیست و باید سعی کنیم با بازی‌های دیگری خود را سرگرم کنیم. از قضا، این ” بازی‌های دیگر” بعضا عملکرد خیلی خوبی داشته اند. به غیر از Dreams که انحصاری PS4 است، کاربران PS4 و Xbox One می توانند این روزها از Hunt: Showdown هم لذت ببرند. نسخه PC جدیدترین محصول کرایتک هم در سال گذشته منتشر شد و در سال ۲۰۲۰، نسخه کنسولی این بازی نیز ریلیز شده است. اگر کاربر PC باشید هم می‌توانید به زودی عنوان Death Stranding را تجربه کنید. آخرین محصول هیدئو کوجیما که حرف‌ و حدیث‌های زیادی در رابطه با آن، شنیده می شود. همچنین طرفداران مایکروسافت کمتر از ۲ هفته دیگر، فرصت بازی کردن Ori and the Will of the Wisps را پیدا خواهند کرد. نسخه قبلی این بازی، یکی از برترین انحصاری‌های مایکروسافت ( البته بعدا برای نینتندو هم منتشر شد ) در نسل هشتم بود و حال، به نظر می‌رسد که نسخه جدید Ori، یک بازی به مراتب گسترده‌تر از The Blind Forest خواهد بود. گیمرها به خوبی می‌دانند که بازی هایی مثل Dreams و Ori ثابت کننده این حقیقت هستند که همیشه، لازم نیست برای لذت بردن از یک بازی یک تفنگ به دست بگیرید و هر چه موجود زنده در مقابل خود می بینید را بکشید!

خب البته، عنوانی که امروز می خواهیم در موردش صحبت کنیم، جزو همان بازی‌هایی است که در آن، باید تا جایی که می توانید، دشمن بکشید. Bloodroots، دومین محصول استودیو با استعداد Paper Cult محسوب می شود. استودیویی کوچک، نوپا و نه چندان با سابقه که در کبک کانادا واقع است. اولین محصول Paper Cult، بازی Fat Mask بود. عنوانی که با بازخورد فوق‌العاده ای مواجه شد و کاربران، دوستش داشتند. Fat Mask در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. یک بازی جذاب و منحصر به فرد که با استایل هنری خاص و موسیقی‌های گوش نوازش، هر بازیکنی را عاشق خود می کرد. عنوان Fat Mask بر خلاف محصول جدید استودیو Paper Cult، هرگز پایش به پلتفرمی جز PC باز نشد. البته نسبت به دیگر بازی‌های مستقلی که آن ها را موفق می خوانیم، عنوان Fat Mask خیلی شناخته شده نیست. شخصا اعتقاد دارم که این بازی لیاقت بیشتر از این ها را داشت. به هر شکل، این بازی اولین محصول استودیو Paper Cult بود. استودیویی که در سال ۲۰۱۴ تاسیس شده است. خب شاید شناخته شده نبودن Fat Mask، دلیلش همین بی تجربگی سازندگان باشد. با این حال، اگر روزی Paper Cult تبدیل به یک استودیوی صاحب نام شود، همین Fat Mask را می توان پایه گذار موفقیت‌های استودیو کانادایی دانست. البته حالا که بحث استودیو Paper Cult است، باید بدانید که اولین بازی این استودیو با دومین و فعلا آخرین محصولش، تفاوت‌های زیادی دارد. به طور کلی، سبک و سیاق Fat Mask کاملا متفاوت از آن چیزی بود که شما در Bloodroots خواهید دید. عنوان Bloodroots در نگاه اول، مرا به یاد بازی Shank 2 انداخت. البته خب معماها و پازل‌هایی که در Bloodroots می بینید، یکی از وجه تفاوت‌های بین دو بازی است. در مجموع، Bloodroots یکی از آن بازی‌های خشنی است که به سعی در پنهان کردن خشونت خود، در دنیایی هنری و زیبا دارد. سری Hotline Miami را بازی کرده اید؟ خب اگر پاسختان به این سوال مثبت است، و از این مجموعه هم لذت برده‌اید، فکر می کند که باید Bloodroots را هم تجربه کنید. Bloodroots به صورت خلاصه، یک اکشن خشونت آمیز با زاویه دید top-down است که شاید در ابتدا، گول دنیای زیبا و فریبنده‌اش را بخورید! این بازی به درد آن دسته از گیمرهایی می خورد که قصد دارند یک بازی سبک و سریع را تجربه کنند که در آن، خشونت حرف اول را می زند. سری Hotline Miami هم به همین خاطر معروف بود! البته Hotline Miami را باید یک شوتر دانست، چیزی که در رابطه با Bloodroots صدق نمی کند. در Hotline Miami شما زیاد می‌مردید، در Bloodroots خیلی بیشتر خواهید مُرد! در Hotline Miami کشتن دشمنان لذت بخش بود و در Bloodroots هم همین داستان برقرار است. به طور کلی، مقایسه کردن این دو بازی از این حیث حائز اهمیت است که Hotline Miami بازی پرطرفدار و شناخته شده ای بوده و می تواند حداقل تا یک جایی، ما را با Bloodroots آشنا کند. حقیقت این است که Bloodroots را Paper Cult ساخته و Hotline Miami محصول Dennaton Games است. شاید سازنده‌ها با هم متفاوت باشند، ولی وقتی وارد دنیای Bloodroots می شوید و به شرط این که قبلا Hotline Miami را هم تجربه کرده باشید، خیلی زود متوجه خواهید شد که این دو بازی به شکل عجیبی مثل هم هستند. شاید Paper Cult از Dennaton Games و محصول محبوب و معروفش الهام گرفته. فراموش نکنید که Hotline Miami سری با سابقه‌تری است و Bloodroots هم سازنده کم تجربه‌ای دارد و هم خودش، تازه وارد دنیای گیم شده است. بنابراین، طبیعی است که Hotline Miami یک سر و گردن از Bloodroots بالاتر باشد. عنوان Bloodroots یک‌سری مشکلاتی را دارد که دلیلش را می توان کم تجربگی سازندگان دانست. نکات مثبت بازی Bloodroots که اتفاقا کم هم نیستند و به نقاط ضعف بازی می چربند به کنار، نکات منفی بازی خوشبختانه جزو مشکلاتی هستند که می تواند امیدوار بود که در محصولات بعدی Bloodroots تکرار نشوند. به هر شکل، در نگاه اول Bloodroots یک بازی جذاب برای یک قشر خاص است ولی وقتی عمیق تر به قضیه نگاه کنیم، می توان Bloodroots را محصولی دانست که حتی می تواند افرادی را به خود جذب کند که تاکنون سمت چنین عناوینی نرفته اند. احتمال می دهم که این بازی را نشناسید. یا شاید هم با این عنوان آشنایی دارید ولی همچنان تجربه‌اش نکردید. به هر شکل، امروز در گیمفا به صورت مفصل قصد بررسی جدیدترین محصول استودیو خوش آتیه Paper Cult را داریم. در ادامه با ما و نقد و بررسی بازی Bloodroots همراه باشید.

همان طور که در مقدمه این مطلب نیز اشاره کردیم، بازی Bloodrootsَ نکات مثبت زیادی دارد. مشکلاتی هم دارد که در همین مطلب به آن ها اشاره خواهیم کرد. اما داستان این بازی، نه جزو نقاط قوت آن است و نه یک ضعف محسوب می شود. البته می توان از Paper Cult انتظار داشت تا یک داستان قوی‌تر را در محصول خود بگنجاند اما خب محتوای داستانی Bloodroots، چیزی نیست که بخواهیم به آن ایرادی وارد کنیم. نکته ای که باید آن را در نظر داشته باشید، این است که Bloodroots یک بازی مستقل داستان محور نیست. قبلا هم اشاره شده که در بازی های مستقل، داستان معمولا بیشتر مورد توجه قرار گرفته و از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. البته این موضوع نه که در رابطه با Bloodroots صدق نکند، ولی مشخص است که داستان، اولویت سازندگان نبوده است. در واقع، بازی سعی دارد تا از روش‌های دیگری بازیکن را به خود جذب کند. در این مسیر، داستان هم حکم یک بک‌گراند را دارد. داستان بازی اگرچه ساده، کلیشه‌ای و حتی قابل پیش بینی است، اما به خوبی روی آن کار شده. ماهیت داستان بازی بر مبنای انتقام بوده و تا پایان هم همین مسیر را ادامه می دهد. خب انتقام چیز جدیدی در دنیای بازی و بازی‌سازی و یا صنعت‌های دیگر نیست. مسئله این است که Bloodroots هیچ سوپرایز خاصی هم برای بازیکن تدارک ندیده و همان طور که اشاره شد، مسیر ساده و تقریبا بی آلایشی را دارد. مسیری که تا پایان یک خط مستقیم را طی می کند و خبر خوب، این است که سعی در گیج کردن مخاطب خود هم ندارد.

چیزی که در رابطه با داستان بازی باید بدانید را در همان ده دقیقه یا یک ربع ابتدایی بازی خواهید فهمید. شخصیت اصلی Bloodroots که Mr. Wolf نام دارد به دنبال انتقام است. چرا؟ دلیلش این است که وی توسط گروه قبلی‌اش مورد خیانت واقع شده. در همان ابتدای بازی، Mr. Wolf توسط اعضای گروه سابقش تیر خورده و رها شده تا بمیرد. البته که این اتفاق رخ نداده و چند ماه بعد به طرز عجیبی به هوش می‌آید. تمام هدف Mr. Wolf این است که گروه Blood Beasts را پیدا کرده و از آن ها انتقام بگیرد. خوب یا بد، داستان بازی هیچ مفهوم خاص دیگری به جز انتقام را در خود نگنجانده است. تمام اقدامات و خونریزی های شما در طول بازی، این است که به اعضای گروه قبلی خود و به خصوص، رهبر جدیدشان، Mr. Black Wolf برسید. خب Paper Cult خود شخصیت اصلی بازی، Mr. Wolf را یک شخصیت خشن، دیوانه و تشنه به خون توصیف کرده است. در واقع بازی Bloodroots جزو آن دسته از بازی‌هایی قرار می گیرد که کاراکتر اصلی‌شان، در بهترین حالت یک کاراکتر خاکستری است. این جا قهرمانی وجود نداشته و خود Mr. Wolf نه گذشته‌ای دارد تا به آن افتخار کند و نه حداقل در طول داستان بازی، شرافت خاصی را از خود به نمایش می گذارد. داستان بازی از طریق یک‌سری کات سین و دیالوگ ها از طریق تکست به بازیکن منتقل می شوند. چیزی که شاید توجه شما را هم به خود جلب کند، این است که دیالوگ‌های بازی کوتاه هستند! در واقع عنوان Bloodroots تمرکز خاصی را بر روی صحبت‌های شخصیت ها نگذاشته و بیشتر، هدفش این است تا بازیکن را در محیط های مختلف به جنگ با NPC ها بفرستد. به همین خاطر، دنبال کردن صحبت‌های شخصیت ها و داستان بازی، برایتان آزاردهنده نخواهد بود و وقت زیادی هم از شما نخواهد گرفت. در مسیری که در پیش دارید، اتفاقات خاص و غیرمنتظره زیادی رخ نخواهند داد و همان طور که اشاره شد، یک بار دیگر هم تاکید می کنیم که داستان بازی بدون این که قصد درگیر کردن شما را داشته باشد، به صورت ساده و مستقیم دنبال می شود. با این اوصاف، داستان بازی Bloodroots نه شایسته تحسین و ستایش است و نه انصاف است که از آن انتقاد کنیم.