سری بازی های Resident Evil بدون شک یکی از محبوب ترین سری های کل تاریخ بازی های کامپیوتری به شمار می روند. عنوانی که امسال قدمت آن به ۲۴ سال رسید و یکی از عناوین کلاسیک و اصیل دنیای بازی ها به شمار می رود. وقتی که یک عنوان به این درجه از محبوبیت می رسد، ساختن بازی هایی که بتواند طرفدارانش را راضی نگه دارد، هر بار سخت و سخت تر می شود. در بعضی از موارد حتی می بینید که بازی به شکل مستقل واقعاً با کیفیت و کم ایراد است، اما به خاطر پیشینه ی سری و انتظارات بی پایان طرفداران، با نقدها و بازخوردهای منفی مواجه می شود. اتفاقی که برای Resident Evil 6 افتاد نمونه ی بارز این موضوع است. بسیاری از منتقدان تا توانستند به این بازی حمله کردند و برخی از طرفداران سری نیز بازی را به توپ بستند که «چه خبره این همه اکشن؟! مگه داریم Call of Duty بازی می کنیم؟! کو روح رزیدنت اویل؟ کو معماهای کلاسیک بازی؟ کو ترس؟». با توجه به نام Resident Evil و سابقه ای که این بازی داشت، بسیاری از این ایرادها وارد بودند، اما واقعیت این است که به عنوان یک بازی مستقل، رزیدنت اویل ۶ عنوانی نبود که لیاقت آن نمرات زیر ۶ باشد. یک عنوان خوش ساخت که در زمان خودش گیم پلی جذابی ارائه کرد و جذابیت بصری بالایی هم داشت. همین که این عنوان از پرفروش ترین عناوین کپکام است، نشان می دهد که به جز عده ای از طرفداران قدیمی و شاید متعصب، و عده ای از منتقدین سخت گیر، عموم مردم حاضر بوده اند پول بدهند و این بازی را بخرند. در مورد نسخه ی بازسازی شده ی رزیدنت اویل ۳ که اخیراً منتشر شد، دوباره با شدت کمتری شاهد این اتفاق بودیم. بسیاری به بازی تاختند که کوتاه است و بخش آنلاین اش اصلاً به درد نمی خورد و معما ندارد و … . از آنجایی که این بازی بازسازی یکی از برترین عناوین ترس و بقا بود، دوباره می توان گفت اکثریت این ایرادات وارد بودند و کپکام وظیفه داشت بازی کامل تر و با کیفیت تری منتشر کند، اما باز هم به شکل مستقل، Resident Evil 3 Remake یک عنوان جذاب و بسیار خوش ساخت به حساب می آید. در واقع می توان گفت عناوینی مانند رزیدنت اویل، بیش از این که با بازی های دیگر رقابت داشته باشند، با نسخه های قبلی خودشان رقابت دارند. این موضوع مانند یک سکه ی دو رو است. روی خوبش این است که وقتی بازی شما، با بازی های قبلی تان رقابت می کند، یعنی یک سری شاهکار خلق کرده اید و فرمول بازی شما آنقدر روی مخاطب اثرگذار بوده که مخاطب سیراب نشده و به ساعات بیشتری از بازی احتیاج دارد. روی بدش هم اینجاست که هر اشتباه از سوی سازنده، می تواند مرگبار باشد و با اعتراضات شدید همراه شود. خوشبختانه یا متاسفانه سازندگان سری رزیدنت اویل، همواره جرئت این را داشته اند که تغییرات اساسی در بازی هایشان ایجاد کنند و نتایج آن را ببینند. در برخی از موارد مانند تغییر رزیدنت اویل ۴ نسبت به رزیدنت اویل ۳، این موضوع با تشویق و حمایت شدید طرفداران، و در برخی دیگر مانند تغییر رزیدنت اویل ۶ نسبت به بازی های پیشین سری، موضوع با اعتراضات و حمله های شدید آنان همراه شده است. رزیدنت اویل ۷ هم که بازی را کوبید و از اول ساخت. این بازی هم با اینکه به شکل مستقل یک بازی بسیار عالی به شمار می رفت، اما با اعتراضات زیادی از سوی مخاطبین نسبت به زاویه ی دید دوربین و سایر مسائل همراه شد. عنوانی که به نظر خیلی ها بهتر بود یک اسپین آف باشد تا یک نسخه ی شماره دار.

با انتشار نسخه های بازسازی شده ی رزیدنت اویل ۲ و ۳ در دو سال اخیر و معرفی موتور RE Engine که این دو بازی و عنوان زیبای Devil May Cry 5 با آن ساخته شده اند، شایعات در مورد نسخه ی بعدی رزیدنت اویل که گمان می رود یک نسخه ی شماره دار و اصلی باشد، بسیار بیشتر شده است. این شایعات گاهی از سوی افرادی مطرح می شوند که خیلی وقت ها پیش بینی ها و شایعات‌شان درست از آب درآمده و گاهی هم صرفآً حدس و گمان و آرزوهایی هستند که طرفداران سری نسبت به بازی بعدی سری مطرح می کنند. به هر حال، احتمال معرفی یک رزیدنت اویل جدید زیاد دور از ذهن نیست و اکنون که سه سال از انتشار رزیدنت اویل ۷ می گذرد، به نظر منطقی می رسد که سازندگان نسخه ی بعدی بازی را معرفی کنند. شخصاً امیدوارم که این عنوان، رزیدنت اویل ۸ باشد. دیگر بعد از این همه بازسازی و امتحان کردن ایده های جدید، وقت آن رسیده که کپکام یک بازی قوی به نسخه های اصلی این سری اضافه کند و ثابت کند که موفقیت این دو سه سال اخیرش به هیچ وجه اتفاقی نبوده است. ما نیز در این مقاله به سراغ مواردی رفته ایم که می خواهیم در هشتمین رزیدنت اویل شاهد آن ها باشیم. برخی از این موارد ممکن است خواست شما هم باشد و در برخی دیگر نظری متفاوت داشته باشید، اما در کل مواردی را مطرح کرده ایم که می دانیم خودمان و عده ی زیادی از سایر طرفداران دوست دارند در رزیدنت اویل ۸ شاهد آن ها باشند. نمی دانیم این بازی کِی قرار است معرفی شود، اما همیشه حدس زدن، تئوری پردازی، نوشتن و خواندن درباره ی سری های مورد علاقه مان کار لذت بخشی است! بنابراین دیگر وقتش رسیده که به این موارد بپردازیم. در ادامه با من، گیمفا، و خواسته هایمان از رزیدنت اویل ۸ همراه باشید! (به دلیل اینکه هیچ عکس رسمی ای از رزیدنت اویل ۸ در دسترس نیست، عکس هایی که در مقاله می بینید مربوط به نسخه های قبلی سری و یا عکس های ساخته شده توسط طرفداران هستند).

احتمال معرفی یک رزیدنت اویل جدید زیاد دور از ذهن نیست و اکنون که سه سال از انتشار رزیدنت اویل ۷ می گذرد، به نظر منطقی می رسد که سازندگان نسخه ی بعدی بازی را معرفی کنند. شخصاً امیدوارم که این عنوان، رزیدنت اویل ۸ باشد. دیگر بعد از این همه بازسازی و امتحان کردن ایده های جدید، وقت آن رسیده که کپکام یک بازی قوی به نسخه های اصلی این سری اضافه کند و ثابت کند که موفقیت این دو سه سال اخیرش به هیچ وجه اتفاقی نبوده است.

۱- زامبی!

رزیدنت اویل جزو اولین بازی هایی است که زامبی ها را وارد دنیای بازی ها کرد. این موجودات احمق و دوست داشتنی به سرعت توانستند در بین گیمرها به محبوبیت فوق العاده ای دست پیدا کنند و پای ثابت خیلی از بازی ها باشند. حتی بازی هایی که ربطی به زامبی ندارند (مانند سری Call of Duty) هم سعی کرده اند این موجودات را به نحوی وارد بازی هاشان کنند. اما به نظر می رسد آن قدری که بقیه به زامبی ها وفادراند، خود کپکام پس از سه نسخه از آن ها خسته شده و موجودات دیگری مانند Majiniها (رزیدنت اویل ۵)، J’avoها (رزیدنت اویل ۶) و غیره را جایگزین زامبی های کلاسیک کرد. البته اینکه سازندگان می خواهند همواره در گیم پلی بازی تنوع ایجاد کنند، موضوعی قابل تقدیر است که برای مثال در رزیدنت اویل ۴ با گانادوها (Ganados) خیلی هم خوب جواب داد. اما دیدن موجوداتی که می دوند، می توانند سنگر بگیرند و حتی شلیک کنند، چیزی نیست که از یک رزیدنت اویل می خواهیم. بازسازی زامبی ها در رزیدنت اویل ۲ و ۳ ریمیک، نشان داد که هنوز هم بهترین ترکیب برای رزیدنت اویل، کوچه ها و راهروهای تنگ و زامبی ها هستند. البته سایر موجودات جهش یافته نیز همواره استرس و هیجان بیشتری به رزیدنت اویل بخشیده اند، اما هیچ بیایید قبول کنیم که زامبی ها بخشی از هویت این سری هستند و جایشان در قلب طرفداران همیشه محفوظ است! شایعات مختلفی وجود دارد مبنی بر اینکه رزیدنت اویل ۸ در محیطی روستایی مانند رزیدنت اویل ۴ اتفاق خواهد افتاد و با موجودات تسخیر شده ای مانند آنچه در رزیدنت اویل ۴ دیدیم روبرو خواهیم شد. اگر این اتفاق بیفتد، به نظر می رسد که با دشمنان جذابی روبرو خواهیم بود، ولی همچنان ما زامبی می خواهیم آقای کپکام!

۲-تعادل بین ترس و اکشن

یکی از دلایلی که ما رزیدنت اویل را دوست داریم این است که بیشتر اوقات توانسته تعادل بین دو موضوع ترس و اکشن را برقرار کند. وقتی شما یک بازی ترس یقا می سازید، همانطور که از نام سبک معلوم است دو چیز اهمیت ویژه ای دارد: ترس و بقا! رزیدنت اویل ۵ نسخه ای بود که تقریباً دور ترس را خط کشید و بی خیال آن شد. بسیاری از مراحل بازی در محیط باز و زیر آفتاب اتفاق می افتاد و در کل بازی Sheva شما را همراهی می کرد. تاریکی، تنهایی، محیط های تنگ و بسته، همگی عواملی هستند که در مخاطب حس ناامنی و واهمه ایجاد می کنند و وقتی شما کل مسیر را با کیفی پر از گلوله و همراهی حرفه ای، آن هم زیر آفتاب طی می کنید، طبیعی است که عنصر ترس بسیار کمرنگ شود. در رزیدنت اویل ۶ برای اینکه بالانس بین ترس و اکشن برقرار شود، سه کمپین مختلف در بازی گذاشته شده بود که کمپین ایدا وانگ هم پس از به اتمام رساندن این سه کمپین آنلاک می شد. با اینکه تلاش شده بود که کمپین لیان و هلنا ترسناک تر و کمپین کریس ردفیلد و همراهانش اکشن تر باشد، اما در نهایت حس ترس خاصی را در بازی تجربه نمی کردید. در رزیدنت اویل ۷ این موضوع به شکل دیگری بود. این قضیه ی اکشن و بقا کمرنگ تر شده بود و قضیه ی ترس پررنگ تر! هیچ کدام از این عناوین به نظر من ضعیف یا بد نیستند، اما بهترین تجربه های ما از رزیدنت اویل عناوینی مثل بازسازی های رزیدنت اویل ۲، رزیدنت اویل ۴، Code name: Veronica و عناوینی این چنینی رزیدنت اویل هستند که توانسته اند تعادل را به خوبی بین ترس و اکشن برقرار کنند. امیدواریم در نسخه ی هشتم هم از هر دوی این عناصر بهره ببریم. کپکام با بازسازی عناوین سابقش نشان داد که کاملاً پتانسیل ساخت یک رزیدنت اویل مدرن اما وفادار به ریشه هایش را بسازد، بنابراین چرا رزیدنت اویل ۸ اینگونه نباشد؟

بهترین تجربه های ما از رزیدنت اویل عناوینی مثل بازسازی های رزیدنت اویل ۲، رزیدنت اویل ۴، Code name: Veronica و عناوینی این چنینی رزیدنت اویل هستند که توانسته اند تعادل را به خوبی بین ترس و اکشن برقرار کنند. امیدواریم در نسخه ی هشتم هم از هر دوی این عناصر بهره ببریم.

۳- شخصیت‌های به یادماندنی

کاری که رزیدنت اویل های کلاسیک به خوبی از پس آن برآمدند، ساخت شخصیت هایی بود که نام آن ها در تاریخ بازی ها ماندگار شد. کریس ردفیلد، لیان کندی، کلیر ردفیلد، ایدا وانگ، جیل ولنتاین و آلبرت وسکر نمونه هایی از این شخصیت ها هستند که در بین طرفداران از محبوبیت فراوانی برخوردارند. شاید آن طوری که خیلی از بازی های دیگر سعی می کنند شخصیت هایشان را عمیق و مهم جلوه دهند، رزیدنت اویل هیچ وقت تمرکز اصلی اش روی کاراکترهایش نبوده، اما به هر حال همه ی آن ها اکنون جزو محبوب ترین کاراکترهای ما هستند. حتی کارلوس که بسیاری از مونولوگ های او در ریمیک رزیدنت اویل ۳ از نو نوشته شده بود، اکنون در میان طرفداران محبوبیت پیدا کرده است. روی هم رفته، کپکام از نظر انتخاب کاراکتر دستش به هیچ عنوان بسته نیست. همه ی کاراکترهایی که بالاتر از آن ها نام بردم، می توانند کاندیدای بسیار مناسبی برای رزیدنت اویل ۸ باشند. کاراکتر ایدا وانگ با اینکه نزد طرفداران از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار است، اما تا به حال یک کمپین درست حسابی و کامل به او اختصاص نداده اند، بنابراین یکی از گزینه های روی میز می تواند او باشد. گزینه ی بعدی می تواند خود آلبرت وسکر و جریانات گذشته اش باشد. او نه تنها از محبوب ترین آدم بدهای سری، بلکه از محبوب ترین آدم بدهای کل بازی هاست و یک بازی از زاویه ی دید او می تواند برای طرفداران بسیار جذاب باشد. اما گزینه های محتمل تر لیان کندی، کریس ردفیلد و خواهرش کلیر ردفیلد هستند. از آنجایی که رزیدنت اویل ۵ به کریس ردفیلد اختصاص داشت، رزیدنت اویل ۶ ترکیبی از همه ی کاراکترهای سری بود و رزیدنت اویل ۷ نیز ردپایی از کریس را در خود داشت، شاید محتمل ترین انتخاب برای رزیدنت اویل ۸، لیان کندی باشد. حتی مانند ریمیک رزیدنت اویل ۲ و ۳، داستان می تواند از دید دو کاراکتر اصلی روایت شود که این هم گزینه ی خوبی به نظر می رسد. البته همه ی این ها در حالی است که شخصیت اصلی رزیدنت اویل ۷، یعنی Ethan Winters گزینه ی اصلی سازندگان نباشد. ما که امیدواریم کاراکترهای قدیمی تر سری را باز هم ملاقات کنیم!

کاری که رزیدنت اویل های کلاسیک به خوبی از پس آن برآمدند، ساخت شخصیت هایی بود که نام آن ها در تاریخ بازی ها ماندگار شد. کریس ردفیلد، لیان کندی، کلیر ردفیلد، ایدا وانگ، جیل ولنتاین و آلبرت وسکر نمونه هایی از این شخصیت ها هستند که در بین طرفداران از محبوبیت فراوانی برخوردارند. شاید آن طوری که خیلی از بازی های دیگر سعی می کنند شخصیت هایشان را عمیق و مهم جلوه دهند، رزیدنت اویل هیچ وقت تمرکز اصلی اش روی کاراکترهایش نبوده، اما به هر حال همه ی آن ها اکنون جزو محبوب ترین کاراکترهای ما هستند.

۴- زاویه‌ی دید سوم شخص

زاویه ی دید اول شخص در رزیدنت اویل ۷، از مواردی بود که خیلی از طرفداران را عصبانی کرد. رزیدنت اویل ۷ یک عنوان عالی و خوش ساخت بود و سازندگان واقعاً شانس آوردند که بازی‌شان اینقدر خوب و لذت بخش بود، وگرنه تغییر زاویه ی دوربین خیلی گران تر از این ها برایشان تمام می شد! کلاً رزیدنت اویل ۷ یک قمار بزرگ، سر یکی از محبوب ترین سری های تاریخ بود که دو نسخه ی قبلی اش نیز با اعتراضات زیادی مواجه شده بودند و طرفداران سری دیگر واقعاً یک رزیدنت اویل خوب کلاسیک می خواستند. اما سازندگان تصمیم گرفتند که باز هم دست نگه دارند و سراغ ایده های جدیدتر بروند و زاویه ی دوربین را هم عوض کنند! زاویه ی اول شخص یا سوم شخص شاید در نگاه اول موضوع خیلی مهمی به نظر نرسد، اما واقعیت این است که این موضوع، جزئی از هویت بصری یک اثر به شمار می رود. ممکن است سازندگان بتلفیلد هم بخواهند زاویه ی دید بازیباز را به سوم شخص تغییر دهند، بازی را از یک فضای جنگی به فضایی وهم آلود انتقال دهند و به آن المان های نقش آفرینی هم اضافه کنند و نهایتاً هم نام آن را بتلفیلد بگذارند چون امتیاز بازی مال خودشان است! اما دیگر کسی آن بازی را بتلفیلد نمی داند. رزیدنت اویل ۷ نیز بازی خوب و با کیفیتی بود، اما انتظارات طرفداران را از یک رزیدنت اویل برآورده نمی کرد و یکی از اصلی ترین دلایل آن همین دوربین اول شخص آن بود. با موتور جدیدی که کپکام ساخته و نتیجه ی آن را در دو ریمیک اخیر این شرکت دیدیم، دوست داریم یک رزیدنت اویل ۸ سوم شخص داشته باشیم. در ضمن، مگر رزیدنت اویل ۴ نبود که پدیده ی دوربین روی شانه در هنگام هدف گیری را ابداع کرده و اکشن سوم شخص را دچار تحول کرد؟! این سری با زاویه ی دید سوم شخص‌اش زیباتر است.

سازندگان در نسخه‌ی هفتم تصمیم گرفتند که باز هم دست نگه دارند و سراغ ایده های جدیدتر بروند و زاویه ی دوربین را هم عوض کنند! زاویه ی اول شخص یا سوم شخص شاید در نگاه اول موضوع خیلی مهمی به نظر نرسد، اما واقعیت این است که این موضوع، جزئی از هویت بصری یک اثر به شمار می رود. در ضمن، مگر رزیدنت اویل ۴ نبود که پدیده ی دوربین روی شانه در هنگام هدف گیری را ابداع کرده و اکشن سوم شخص را دچار تحول کرد؟!

۵- معماهای چالش برانگیز

از عواملی که رزیدنت اویل را از سایر عناوین ترسناک جدا می کند، همین معما است که البته این موضوع در بازی های جدید سری بسیار کمرنگ تر شده است. معماهای رزیدنت اویل همواره جزو نقاط قوت آن به حساب آمده اند و اکثر طرفداران این سری، دوست دارند در رزیدنت اویل معما ببینند. رزیدنت اویل ۳ دارای معماهای جالب و خوبی بود که در بازسازی این بازی تقریباً همه ی این معماها حذف شده بودند. این نمی تواند نشانه ی خیلی خوبی باشد، مگر اینکه آن را گردن کارگردان جدید این بازی بیندازیم و امیدوار باشیم که در هشتمین رزیدنت اویل این معماها برخواهند گشت. رزیدنت اویل ۴، رزیدنت اویل ۲ و Resident Evil: Revelations معماهای خوبی داشتند که آن ها را از خاطر نبرده ایم. معماهایی که بعضاً حتی باعث شوند کاغذ و قلم بیاوریم و معما حل کنیم! البته این چیزی است که شاید برخی از گیمرهای جدیدتر به مذاق‌شان خوش نیاید که آن ها هم می توانند بروند فورتنایت‌شان را بازی کنند! معماهای خوب هم از جمله چیزهایی است که از رزیدنت اویل ۸ می خواهیم.

از معماهای نمادین نسخه‌ی چهارم. امیدواریم شاید تعداد بیشتری از این معماها در رزیدنت اویل ۸ باشیم.

۶- گیم پلی نوآورانه و داستان جذاب

وقتی نوبت به رزیدنت اویل می رسد، انتظارات نیز بالاست. رزیدنت اویل عنوانی است که ترس و بقا را از نوع تعریف کرد، عنوانی است که زامبی ها را به شکل گسترده وارد بازی های کامپیوتری کرد، عنوانی است که پدیده ی دوربین روی شانه را ابداع کرد، عنوانی است که بعضی از شخصیت های به یادماندنی دنیای بازی ها را به جهان معرفی کرد و خیلی چیزهای دیگر. سازندگان این عنوان همواره خلاقیت شان را ثابت کرده اند و نشان داده اند که حاضرند ریسک کنند و دنبال راه های نوآورانه بگردند. در رزیدنت اویل ۸ نیز می خواهیم شاهد این نوآوری ها باشیم. داستانی خوب و درگیر کننده مانند رزیدنت اویل ۷، گیم پلی ای نوآورانه مانند رزیدنت اویل ۴ و محیط هایی به خوبی راکون سیتی که اکنون هویت این سری را شکل داده اند. درست است که داستان سری به یک کلیشه تبدیل شده که در هر نسخه دوباره اتفاق می افتد، اما همین کلیشه نیز دوست داشتنی است. رزیدنت اویل ۷ توانست حتی این کلیشه را بشکند و باز هم جذاب باشد. از رزیدنت اویل ۸ می خواهیم با وجود مدرن بودن، لذت یک رزیدنت اویل کلاسیک را نیز برایمان زنده کند، درست مانند همان کاری که در ریمیک رزیدنت اویل ۲ کرد. امیدواریم نسخه ی هشتم، ادامه ای بر روند صعودی شرکت کپکام و این بازی باشد.

سازندگان این عنوان همواره خلاقیت شان را ثابت کرده اند و نشان داده اند که حاضرند ریسک کنند و دنبال راه های نوآورانه بگردند. در رزیدنت اویل ۸ نیز می خواهیم شاهد این نوآوری ها باشیم. داستانی خوب و درگیر کننده مانند رزیدنت اویل ۷، گیم پلی ای نوآورانه مانند رزیدنت اویل ۴ و محیط هایی به خوبی راکون سیتی که اکنون هویت این سری را شکل داده اند.

این ۶ مورد از مواردی بود که دوست داریم در رزیدنت اویل بعدی ببینیم. اکنون مانند همیشه نوبت شماست تا افکارتان را با ما در میان بگذارید. به نظر شما چه عواملی می توانند رزیدنت اویل ۸ را جذاب تر کنند؟ چه چیزهایی را دوست دارید در بازی بعدی ببینید و فکر می کنید جای چه چیزهایی در نسخه های اخیر خالی بوده است؟ منتظر نظرات شما هستیم!