طبیعتا اقبال عمومی و استقبال بازیبازان، از عناوین اکشن و جذاب بیشتر است از بازیهای داستان محور یا ژانر های خاص. یکی از این ژانر های خاص، عناوین Turn-based Tactical هستند که با تلفیق المان های استراتژیک و مدیریتی، با عناصر اکشن و مبارزه ای، سعی در ارائه تجربه ای تلفیقی در دنیای بازیهای ویدیویی دارند. این دسته عناوین بسیار خاص پسند تر هستند و به طور عمومی با اقبال قابل توجه مخاطبان مواجه نمی شوند. دلایل پرشماری نیز برای این اتفاق وجود دارد. این بازیهای تاکتیکال اغلب ریتم بسیار کند و آهسته ای دارند، نیازمند صبر و دقت بسیار بالایی هستند و برای لذت بردن از آنها باید از سطح بالایی از جزییات بازی باخبر بود. بنابراین این عناوین برای همگان انتخاب مناسبی به شمار نمی روند…
با توجه به مقدمه بالا، احتمالا حدس زده اید که مقاله امرور، مربوط به یکی از این عناوین تاکتیکال نوبتی است. عنوان Gears Tactics که این بار اتفاقات دنیای Gears را به جای قالب Third Person Shooter, در قالب یک عنوان Turn-based Tactical به مخاطبان عرضه داشته است. با نقد و بررسی اجمالی این عنوان، با من و گیمفا همراه باشید…

چرخ دنده های تاکتیکال

در عناوین Turn-based Tactical, معمولا داستان نقش آنچنان کلیدی را ایفا نمی سازد و بیشتر پرداخت شخصیت های اصلی و فرعی بازی است که نمود بیشتری پیدا می کند. از لحاظ خط زمانی، وقایع Gears Tactics قبل از نسخه اول اتفاق می افتد. جایی که پدر Kait Diaz یعنی Gabe, مأموریت می یابد تا دانشمندی را از بین ببرد. اتفاقات و فعل و انفعالات بعدی نیز بیشتر نقش Filler داستانی برای طولانی تر شدن Campaign را دارند و آنچنان نکته خاصی برای گفتن وجود ندارد.
درست است که بازیهای نوبتی تاکتیکال، بیشتر به واسطه گیم پلی متفاوت و استراتژیک و المان های شخصی سازی خود شناخته می شوند و لزوما برای لذت بردن از این چنین عنوانی، حضور داستانی چندلایه و جذاب ضروری نیست، اما نکته ای که وجود دارد این است که این بازی نام فرانچایز بزرگ XBOX یعنی Gears را یدک می کشد بنابراین منطقی است سطح توقعات از بازی بالاتر باشد. شاید اگر این عنوان به عنوان اثری مجزا عرضه می شد، می توانستیم مشکلات آن را بیشتر چشم پوشی کرده و سطح توقعات را پایین تر بیاوریم.
مشکل داستان بازی این است که آنچنان هدف مشخصی را دنبال نمی سازد و یک چرخه پرنکرار از Objective های یکنواخت و تکراری است و آنچنان شاهد خط داستانی و پیشروی نیز نیستیم. از طرف دیگر شخصیت پردازی شخصیت های بازی نیز اصلا تعریفی ندارد و به صورت کاملا سطحی انجام شده است.

شخصی سازی و المان های ارتقاء بخش جداناشدنی بازی های تاکتیکال نوبتی هستند…

برویم سراغ هسته اصلی بازی که همان گیم پلی و مبارزات است. اگر تا به حال عناوین مشابه مانند XCOM را تجربه کرده باشید، پس چیزی برای تعجب و گیج شدن وجود ندارد. شما به صورت نوبتی به مبارزه و پیشروی می پردازید و با تحلیل شرایط لحظه ای، به افراد خود دستورات مختلفی مانند جابه جایی، حمله، عقب نشینی و…. را صادر می سازید. البته یک نکته بسیار جذاب در این بازی وجود دارد و آن این است بر خلاف دیگر عناوین نوبتی تاکتیکال، بازیبازان می توانند به جای دو حرکت، سه حرکت در هر نوبت انجام دهند. شاید در دید اول این مزیت آنچنان نکته خاصی در بر نداشته باشد، اما به لطف همین حرکت و Action اضافه، ریتم مبارزات و پیشروی به مراتب سریع تر از بازیهای مشابه شده است و مدت مبارزات نیز کمی متعادل تر شده است. این ریتم تند تر باعث می شود مخاطب خستگی کمتری را در بلند مدت تجربه کند.

مبارزاتی آشنا با چاشنی Gears!

دیگر نقطه قوت گیم پلی بازی، طیف وسیع و رضایت بخش آیتم ها، تجهیزات، مهارت ها و قابلیت هاست که این عمق بالا در شخصی سازی و Customization, هم بزای افرادی که عاشق شخصی سازی هستند فوق العاده لذت بخش است، و هم اینکه باعث شده مخاطبان بتوانند هر چه بیشتر به شخصی سازی کارکترها و اتخاذ استراتژی درست تر بپردازند و با برنامه تر به پیشروی دست بزنند.
البته گیم پلی و جریان بازی فقط به نکات مثبت خلاصه نمی شود. متاسفانه شاهد تنوع پایینی در طراحی مراحل، Objective ها و Side Quests ها هستیم که این تنوع پایین، پس از گذشت مدتی بازی را بسیار یکنواخت و تکراری ساخته و لذت بازی را کاهش می دهد. از طرف دیگه مراحل بازی نه تنها تنوع زیادی ندارند، بلکه از جوانب مختلف نیز بسیار شبیه هستند که این مسأله نقطه ضعف دیگری به شمار می آید.
در پایان باید اشاره کنم نبود بخش چند نفره و Multiplayer, تصمیمی بسیار عجیب و غیرمنطقی از سمت سازندگان به شمار می آید چرا که بازی کاملا پتانسیل یک بخش چند نفره جذاب و رقابتی را دارا بود و عدم استفاده از این فرصت، تصمیم سازندگان بازی را زیر سوال می برد چرا که وجود بخش Multiplayer نه تنها می توانست جذابیت ها و چالش های بازی را چندبرابر سازد، بلکه گزینه های بیشتری برای لذت بردن از بخش های مختلف بازی را در اختیار مخاطبان قرار می داد.

دیگر نقطه قوت گیم پلی بازی، طیف وسیع و رضایت بخش آیتم ها، تجهیزات، مهارت ها و قابلیت هاست که این عمق بالا در شخصی سازی و Customization, هم بزای افرادی که عاشق شخصی سازی هستند فوق العاده لذت بخش است، و هم اینکه باعث شده مخاطبان بتوانند هر چه بیشتر به شخصی سازی کارکترها و اتخاذ استراتژی درست تر بپردازند و با برنامه تر به پیشروی دست بزنند

سخن پایانی:
بازی Gears Tactics, با وجود یکسری نقص ها و کمبود های کلی، به لطف برخوردار بودن از استانداردها و اصول کلی عناوین نوبتی تاکتیکال، برای آن دسته افرادی که به این نوع بازیها علاقه دارند می تواند انتخاب مناسبی به شمار آید. هر چند نمی توان از این بازی به عنوان اثری فوق العاده یا درجه یک یاد کرد… با این حال تجربه آن خالی از لطف نیست.