سازنده بازی Death’s Door


هر سال شاهد عرضه بازی‌های مستقل زیادی هستیم. بعضی از این بازی‌ها با وجود سکوت خبری تا پیش از عرضه، پس از منتشر شدن و تجربه آن‌ها، با استقبال بسیار بالایی مواجه می‌شوند و عموم بازیکنان متوجه کیفیت بالای آن‌ها می‌شوند. Death’s Door یکی از این بازی‌هاست. در ادامه به بررسی این عنوان می‌پردازیم.

ابتدا در مورد استودیوی سازنده Death’s Door صحبت می‌کنیم. این بازی توسط استودیوی کوچک Acid Nerve ساخته شده است. این استودیوی بریتانیایی تنها دو عضو اصلی دارد. آقای Mark Foster، برنامه نویس، طراح بازی، نویسنده و انیماتور بازی است و David Fenn نیز تهیه کننده، طراح بازی و آهنگساز این عنوان بوده است. این استودیو تا به حال چند اثر باکیفیت را عرضه کرده است که شناخته‌شده‌ترین آن‌ها، بازی Titan Souls است که عنوانی برگرفته از Dark Souls ولی با سبک دوربین ایزومتریک بود و در آن هم شما و هم دشمنان بازی، تنها با یک ضربه از بین می‌رفتید.

با توجه به همکاری قبلی این استودیو با Devolver Digital در بازی Titan Souls و استقبال بسیار خوب نسبت به آن بازی از سمت بازیکنانی که به آثار مستقل علاقه‌مند هستند، شرکت Devolver Digital برای عنوان جدید این شرکت که تاحدی شبیه Titan Souls است، وارد همکاری مجدد شدند و انتشار Death’s Door و بازاریابی آن توسط Devolver Digital صورت گرفته است.

داستان بازی Death’s Door

با این مقدمه به سراغ داستان بازی می‌رویم. داستان بازی شما را در نقش یک کلاغ نامیرا قرار می‌دهد که کارمند اداره جمع‌آوری ارواح مردگان است. این اداره کاغذبازی‌های زیادی دارد و در نتیجه مأموریت‌های هر یک از مأموران آن باید به بهترین نحو صورت بگیرد. در یک مأموریت، شخصیت اصلی داستان وظیفه پیدا می‌کند که روح یک موجود قدرتمند را که در حال مرگ است به دست بیاورد. بعد از به دست آوردن این روح، ناگهان کلاغ بزرگ و غول‌پیکری ظاهر شده و این روح را از شخصیت اصلی بازی می‌دزدد.


از آن جایی که به دلیل روند کاغذبازی‌های اداره جمع‌آوری ارواح، شخصیت اصلی نمی‌تواند بدون آن روح برگردد، به دنبال کلاغ بزرگ رفته و متوجه می‌شود که این کلاغ هم روزی مانند او مسئول این کار بوده است ولی یک روح قوی از دست او به جایی به نام Death’s Door گریخته و این فرد قصد دارد با اهدای روح‌های قوی به این در، آن را باز کند و روحی که شخصیت اصلی باید تحویل می‌داد هم وارد این در شده است.

بدین ترتیب شخصیت اصلی داستان باید برای این که بتواند در نهایت کارش را تکمیل کند، به سراغ چندین موجود قدیمی و قدرتمند که سال‌هاست کسی نتوانسته روحشان را بگیرد برود و با گرفتن روح آن‌ها به داخل Death’s Door دسترسی پیدا کرده و روحی که وظیفه تحویلش را داشت پیدا کند.


شخصیت پردازی‌ جذاب کاراکترها

داستان بازی در ظاهر نکته‌ی خیلی ویژه‌ای ندارد. ساختار کلاسیکی که در نسخه‌های اول Dark Souls برای چندشاخه کردن داستان استفاده شده بود، در این بازی هم استفاده شده است؛ اما نکته‌ی مهم این است که در هر بخش از داستان، با فضاسازی عالی و حضور شخصیت‌های جالب و بامزه‌ای که به خوبی شخصیت‌پردازی شده و عموماً نوعی حس طنز را هم به بازیکنان منتقل می‌کنند، بازی می‌تواند نظر بازیکنان را به خود جلب کرده و آنان را تا انتها با خود همراه کند.

مدت زمان انجام بازی هم خیلی طولانی نیست و در حدود ۱۰ تا ۱۵ ساعت بسته به مهارت خود، می‌توانید خط داستانی آن را به اتمام برسانید. هر چند که موارد مخفی زیادی در بازی وجود دارند که می‌توانند این زمان را طولانی‌تر کنند. با این حال به دلیل همان فضاسازی خوب و شخصیت‌های فرعی جالب، تقریباً هیچ‌گاه در طول بازی با وجود روند نسبتاً کلاسیک داستان، نسبت به آن احساس خستگی نکرده و می‌توان با انگیزه تا انتهای بازی پیش رفت.


گیم‌پلی Death’s Door

بعد از داستان نوبت به گیم پلی بازی می‌رسد. بازی را می‌توان تا حدی شبیه ترکیبی از بعضی از عناوین سری The Legend of Zelda و Dark Souls دانست. اگر بازی The Legend of Zelda: Link’s Awakening را انجام داده و نوع دوربین و معماهای آن را پسندیده باشید، مطمئناً از این بازی هم خوشتان می‌آید. بازی با همان سبک دوربین ایزومتریک کار می‌کند و معماهای کلاسیک اما جذاب و بعضاً چالش‌برانگیزی برای پیشرفت در هر بخش طراحی شده است.

معماهای بازی

منطق کلی معماهای بازی، استفاده ترکیبی از وسایلی که در طول بازی به دست آورده‌اید و عناصر محیطی برای حل معما است. مثلاً استفاده از تیر و کمان و عبور آن از آتش برای مشتعل کردن یک المان خاص در محیط و یا ضربه زدن با سلاحی خاص به دیوار برای نابودی آن. این عناصر دقیقاً شبیه چالش‌های مشابه در بازی The Legend of Zelda: Link’s Awakening هستند و البته سازندگان با الهام گرفتن درست از این بازی، اثری لذت‌بخش و جذاب را ارائه کرده‌اند.


سیستم مبارزات Death’s Door

در سوی دیگر، نبردها و مبارزات بازی قرار می‌گیرد. بازی با تمرکز بر نبردهای سریع و روند تهاجمی از سمت بازیکن طراحی شده است و از سوی دیگر، دشمنان همانند سری Souls حملاتی با انیمیشن‌های واضح دارند که باید با یادگرفتن الگوی آن‌ها، زمان‌بندی درست برای حمله به دشمنان پیدا کنید تا بتوانید ضمن این که به سرعت به آن‌ها آسیب می‌رسانید، از حمله آنان در امان باشید.

از سوی دیگر، حملات با تیرکمان و برخی قابلیت‌های دیگر که در دسته‌ی جادو طبقه‌بندی می‌شوند، به طور محدود در دسترس هستند و از طریق چهار آیکون، تعداد دفعاتی که می‌توانید از این قابلیت‌ها استفاده کنید مشخص می‌شود. با این حال، این چهار بار امکان استفاده به راحتی از طریق یک بار ضربه زدن به دشمنان قابل بازیابی هستند و از همین رو روند مبارزاتDeath’s Door به شکلی است که بازیکنان را تشویق کند به طور ترکیبی از حملات نزدیک و دوربرد استفاده کنند.


باس‌فایت‌ها

نقطه قوت مبارزات بازی، باس‌فایت‌های آن هستند. طراحی جذاب این مبارزات، بی‌شک بازیکنان را به یاد باس‌فایت‌های درخشان سری Souls می‌اندازد. هر کدام از این باس‌ها، طراحی منحصر به فرد و جذابی دارند و به علاوه برای شکست دادن آن‌ها به هیچ وجه نمی‌توان بی‌فکر عمل کرد و نیاز جدی به برنامه ریزی و زمان‌بندی درست برای حملات خود دارید.

نکته‌ی دیگری که قابل ذکر است، مربوط به پاداش شکست دادن دشمنان می‌شود. همان طور که از زمینه‌ی داستانی بازی هم برمی‌آید، با شکست دشمنان روح آنان را به عنوان واحد پولی بازی به دست می‌آورید. از طریق این روح می‌توانید با رفتن به اداره‌ی جمع‌آوری ارواح، قابلیت‌های شخصیت خود را آپگرید کنید تا برای مبارزه‌های دشوارتر بازی آماده شوید.

طراحی مراحل

باید به طراحی مراحل بازی هم اشاره کرد. محیط‌های بازی، به سبک سری Souls پر از راه‌های میانبر مختلف هستند که قسمت‌های مختلف محیط را به یکدیگر متصل می‌کنند. در عین حال مسیرهای مخفی زیادی در بازی وجود دارند که رفتن به هیچ‌کدام از آن‌ها اجباری نیست ولی با گشت‌وگذار در آنان، معمولاً پاداش‌های بسیار خوبی کسب خواهید کرد. در کل مشخصاً می‌توان الگوبرداری از سری Souls را در طراحی مراحل بازی مشاهده کرد و خوشبختانه سازندگان به بهترین شکل ممکن توانسته‌اند اثری باکیفیت در این زمینه تحویل بدهند.


تنها مشکلی کوچکی که در زمینه گیم پلی وجود دارد، این است که به دلیل پیچیده بودن این مکان‌ها و نبود نقشه مشخص در بازی، گاهی اوقات ممکن است بازیکن راه‌ خود را در بازی گم کند. در عناوین Souls به دلیل سبک گرافیکی واقع‌گرایانه‌تر، از طریق نشانه‌های محیطی امکان به خاطر سپردن ذهنی مسیر‌ها راحت‌تر است؛ اما سبک گرافیکی خاص Death’s Door باعث می‌شود که بعضی جاها در مورد ارتباط بین قسمت‌های مختلف یک محیط کمی گیج بشوید.

توجه سازندگان به جزئیات هم یکی از نکات مثبت اصلی بازی است. جزئیاتی که باعث می‌شود احساس کنید بازی واقعاً با عشق و علاقه ساخته شده است و سازندگان آن قصد داشته‌اند اثری درخور را به بازیکنان ارائه بدهند. مثلاً اگر تابلوهایی که نام مکان‌های بازی را نوشته‌اند با سلاح خود نصف کنید، با خواندن آن با نوشته‌ای نصفه رو به رو خواهید شد. این حجم از توجه به جزئیات در یک بازی مستقل که توسط دو نفر ساخته شده است، واقعاً تحسین‌برانگیز است.


با تمام این موارد، می‌توان به این نتیجه رسید که بازی Death’s Door از نظر گیم پلی، یک بازی بسیار عالی و باکیفیت است. این عنوان با الهام گرفتن درست از بازی‌های مطرحی نظیر The Legend of Zelda: Link’s Awakening و سری Souls و همچنین با تجربه‌ای که از ساخت عنوان Titan Souls به دست آورده بودند، موفق شده‌اند تجربه‌ای لذت‌بخش و روان را به بازیکنان ارائه بدهند.

گرافیک و موسیقی Death’s Door
گرافیک بازی
بعد از گیم پلی‌، نوبت به گرافیک بازی می‌رسد. سازندگان بازی از بعد هنری عملکرد فوق‌العاده‌ای را از خود به نمایش گذاشته‌اند. محیط‌های متنوعی در بازی طراحی شده‌اند که هر کدام دشمنان خاص خود را داشته و همه این دشمنان طراحی خاص و منحصر به فردی دارند. شاهکار اصلی سازندگان هم در طراحی باس‌فایت‌های جذاب بازی بوده است. در عین حال، رنگ‌بندی و فضاسازی بازی طوری بوده که نوعی حس طنز را در کنار نوعی حس غم و ناراحتی مربوط به مرگ به بازیکنان منتقل کند.


از لحاظ فنی، بازی خوشبختانه هیچ باگ و مشکل پرفورمنسی جدی‌ای ندارد. مشخص است که سازندگان وقت قابل توجهی را برای پولیش کردن و رفع مشکلات فنی بازی گذاشته‌اند تا اثر نهایی تجربه‌ای روان و بی‌نقص برای بازیکنان باشد و با توجه به اندازه تیم، باید برای ارائه چنین تجربه کم عیب و نقصی به آنان تبریک گفت.

موسیقی و صداگذاری

بعد از گرافیک، نوبت به موسیقی و صداگذاری بازی می‌رسد. با وجود این که یکی از اعضای همین تیم دونفره وظیفه آهنگسازی این عنوان را بر عهده داشته، بازی حتی در این زمینه هم شاهکار است. قطعات استفاده شده در بازی کاملاً با فضا و اتمسفر آن تطابق داشته و قطعات بسیار شنیدنی و باکیفیتی هم هستند.


در زمینه صداگذاری، هرچند با توجه به ابعاد تیم سازنده، دیالوگ‌های بازی دوبله خاصی ندارند اما در سایر زمینه‌ها نظیر افکت‌های صوتی، بازی به نسبت ابعاد تیم سازنده خود کیفیت خارق‌العاده‌ای دارد و ایراد خاصی به آن وارد نیست. مشاهده چنین سطح کیفی و توجه به جزئیات ریز و درشت آن‌ هم در چنین تیم کوچکی بار دیگر نشان‌دهنده عشق و علاقه بالایی است که سازندگان برای ساخت این عنوان داشته‌اند و سعی کرده‌اند بدون هیچ بهانه‌ای، تجربه‌ای بی‌نظیر به بازیکنان ارائه بدهند.


منبع:گیمفاhttps://bazime.ir/